سلام ! این مون چایلده از خبرگذاریه لونارنیوز ! اینجا هستیم با گل سرسبد آسمون ، ماه ! در بخش مصاحبه ی امروز قراره سوالاتی رو ماه بپرسیم بلکه کنجکاوی هامون برطرف بشه ^=^

*جلو رفتن*

مون چایلد : اوه ببخشید . مزاحمتون شدم؟

ماه : نه چه مزاحمتی :» خوش اومدید ! 

مون چایلد : شما معمولا به خبرنگار ها اجازه ی ورود به قلمرو‌اتون رو نمیدید ... چیشد که به ما این افتخار رو دادید؟!

ماه : راستش ... به این نتیجه رسیدم که تنها کسی که قضاوتم نمیکنه شمایید.

مون چایلد : اما چطوری؟ این اولین مصاحبه ی رسمیه خبرگذاری لونارنیوزه ! چیشد که بهمون اعتماد کردید؟

ماه : راستش ... نمی‌دونم چطوری توضیح بدم .. من ... ماهم دیگه :»

مون چایلد : اوه من معذرت می‌خوام ... نباید می‌پرسیدم .. بریم سراغ سوالای اصلی +_+ خب بخش اولو با سوال و جواب قسمت اول شروع میکنیم +_+

سوال اول : از اینکه یک قمر هستید و نه یک سیاره ناراحتید؟

ماه : معلومه که نه !

مون چایلد : میتونم بپرسم چرا؟

ماه : اوه بله .. همین قمر زمین بودن هم خوبی های خودشو داره ! خیلیا با من صحبت میکنن! نمونش همین برونو مارس عزیزم ! که درمورد عشقش باهام حرف میزنه ... خیلیا درداشونو بهم میگن .... خیلیا باهام درد و دل میکننو سبک میشن و وقتی باهام اتمام حجت میکنن که تمام تلاششونو میکنن ، حتی دل سنگی من هم گرم میشه :) از این بالا همه چیز خیلی کوچیکه و وقتی آدما شبا دلشونو به من میدنو باهام حرف میزنن ... تاریکی شب و همینطور دنیا رو از یاد میبرم :)

سوال دوم : تا حالا فکر کردید که از خورشید بهترید؟

ماه : نه ! خورشید مادر منه و همین نوری که الان دارم رو اگر نبود نداشتم ! شما تا حالا فکر کردید که از مادرتون بهترید؟ هر چقدر هم که مردم با من راحت تر باشن و خورشید بیشتر ناراحتی های کارشون در ساعت کاری رو ببینه بازم دلیل زنده بودن من و شما همین خورشید عزیز منه! اگر اون نبود من هم نبودم :) درک میکنید نه؟

مون چایلد : بله ! انتظار همین جوابو ازتون داشتم :)

سوال سوم : فکر میکنید چرا آدما هر شب باهاتون حرف میزنن؟

ماه : شاید چون قضاوتشون نمیکنم نه؟ آخه با خورشید که حرف میزدم می‌گفت آدمایی که با هم حرف میزنن حسودن :) و همدیگه رو ناراحت میکنن :) برای شکست خوردن طرف مقابل ... همه کاری میکنن...نصیحتای اشتباه ، قضاوت و دخالت های بیجا ... من فقط به حرفشون گوش میدم ... هیچ جوابی درکار نیست ... من زندگی اون آدما رو ندیدم :) فقط استراحتشون رو در محضرم دیدم ... پس هیچوقت قضاوتشون نکردم ... فقط گوش دادم ... فقط ... گوش دادم :»

سوال چهارم (از یکی از طرفداران لونارنیوز) : دوست داری آدم باشی؟

ماه : جواب این ... خب ... راستش وقتی می‌شنوم مردم چه مشکلاتی دارنو ازم میخوان که به خدا برسونمشون تا حلشون کنه از آدم بودن متنفر میشم ... با خودم میگم این آدم بودن چی داره ... چرا این موجودات خودپسند اشرف مخلوقات‌ان؟ ولی خب ... وقتایی هم که شادی هاشونو برام تعریف میکنن به آدم بودنشون حسودیم میشه ! من از دوست عزیزم گانیمد خیلی فاصله دارم ! از جام هم اگر تکون بخورم همه‌ی مردم منو بی مسئولیت خطاب میکنن و بهم حرفای بد میزنن .. شاید اگر آدم بودم زندگی سختی داشتم ولی دوستای خوب .. از اونجایی که هیچوقت قرار نیست آدم بشم پس جواب قطعی ای نمیتونم بهت بدم :)

سوال پنجم (از یکی از طرفداران لونارنیوز) : جزر و مد بوجود آوردن چه حسی داره ؟

ماه : جذر و مد؟ چی هست؟

مون چایلد : اوه الان براتون توضیح میدم

یکی از اثراتی که شما بر زمین میگذارید جذر و مد هست. به پایین رفتن و بالا آمدن آب سطح دریاها و اقیانوس ها جزر و مد گفته می شه و این دو اثر را ما میدونیم که به خاطر جاذبه ی زمین عزیز نیست و با نیروی جاذبه ی شما جزر و مد به وجود میاد.

ماه : اوه این خیلی جالبه ! فکر نمی‌کردم نقشی روی زمین داشته باشم! ... از اونجایی که تازه اینو فهمیدم.. به نظرم حس خوبیه ! باحاله ! فرض کن تو آب های به اون عظمت رو بالا پایین کنی :»

مون چایلد : الان دیگه وقت رفتنتونه درسته؟

ماه : بله درسته ساعت تقریبا پنج صبحه و من باید آماده ی رفتن بشم ...

مون چایلد : ببخشید ولی ، هنوز خیلی از سوالا مونده ! سلنا هم منتظره تا سو-

ماه : هیچ اشکالی نداره+_+ ! فردا شب هم میتونید بیاید :] من وقتم همیشه برای شما آزاده :»

مون چایلد : متشکرم ! *رو به مخاطبا* پس اعلام میکنیم که بخش اول مصاحبه ای با ماه عزیز به پایان رسیده! تا بخش دوم با ما همراه باشید •-•


امیدوارم که دوستش داشته باشید +_+

برای اینکه همه ببیننش چند بار آپدیتش میکنم :»