۲۹ مطلب در فروردين ۱۴۰۰ ثبت شده است

Tʜᴇ Lᴀɴᴅ Oғ Sᴛᴏʀɪᴇs : Tʜᴇ Eɴᴄʜᴀɴᴛʀᴇss Rᴇᴛᴜʀɴ

اومدم با دیالوگ‌های جذاب و باحال کتاب بازگشت ساحره

+آپدیت میشه

 

بیش از ده سال طول کشید تا سرزمین خفته کاملاً از نفرین قدیمی و مخوف خواب نجات پیدا کند ؛ اما سرانجام توانسته بود بار دیگر به همان ملت خوشبختی بدل شود که پیش از آن بود. مردم شرق وطنشان، سرزمین شرقی،را باز پس گرفته و به سوی آینده قدم برداشته بودند.

 

همه، در سراسر سرزمین ، دستبند های کشی به دست داشتند. ملکه زیبای خفته به آنها یاد داده بود که هر وقت خستگی و فرسودگی بی دلیلی در خود احساس کردند ، با کشیدن دست بند ضربه ی محکمی به نوشتن بزنند تا بتوانند با آخرین آثار این نفرین بجنگند.

 

زبای خفته گفت : «ممکنه عجیب به نظر برسه ؛ ولی این روش رو از یه پسر بچه یاد گرفتم.اون همراه خواهرش یه سال پیش برای بازدید به قصر اومده بود. اون پسر به من گفت از این روش برای بیدار نگه داشتن خودش در مدرسه استفاده می‌کرده و پیشنهاد کرد همین کار رو در سرزمینمون انجام بدیم.»

 

ساده ترین راه حل ها برای مشکلات بزرگ ، درست جلوی چشمامون هستن.

ما نباید نفرین هولناک گذشته رو فراموش کنیم ؛ ولی وقتی به گذشته ی تاریکمون نگاه میکنیم ، باید به پیروزیمون فکر کنیم.

ملکه در اتاق خوابش ، لباس خواب محبوبش را پوشید و برای اولین بار بعد از ده سال در رخت خوابش دراز کشید. احساس میکرد دوباره به دوستان قدیمی اش پیوسته است. فراموش کرده بود ملافه ی سردی که به بازو ها و ساق پا میچسبد و نرمی بالش و احساس غرق شدن در تشک چه حسی دارد .

هلهله ی شادمانی مردم در اتاق خواب ملکه شنیده می شد ; ولی ذهنش را مشغول نکرد. آنها داشتند برای او جوش و خروش میکردند . زیبای خفته نفس عمیقی کشید و به خواب بسیار عمیقی فرو رفت ; با این تفاوت که میدانست هروقت بخواهد ، میتواند بیدار شود. 

  • نظرات [ ۳۱ ]
    • مون چایلد (هیرای)
    • پنجشنبه ۲۶ فروردين ۰۰

    ماه رمضان + گردش آخر شعبان !!

    سلام به همگی !

    رمضونتون مبارک *-* ! راستش من خیلی برای امروز که روز اوله ذوق داشتم ! فکر نمیکردم بتونم حتی یه دقیقه هم تحمل کنم ولی دیدم اگر هم بخوام درس بخونم هم بلک پینک هوس ببینم هم نمازامو و جز قرآن هامو بخوام بخونم ( حالا کتابای نخوندم رو هم اضافه کنید !! ) اصلا وقت برای خوردن پیدا نمیکنم :/ XD 

    خلاصه که سعی کنین بهترین استفاده رو از این ماه بکنین ! آخه اینقدر وضعیت بده که ممکنه سال دیگه نتونیم روزه بگیریم (البته دور از جون !!!! ) این ماه ، ماه عبادته و منی که نمازامو درست نمیخوندم میخوام دوباره شروع کنم ! خدا دستاشو به رومون باز کرده و حتی اگر توی این ماه بگیم خدا رو شکر ! کلی ثواب میکنیم !! پس سعی کنیم بهترین استفاده رو بکنیم ^^

    خلاصه که : Happy Ramadan / May the blessing of the month Ramadan be on all of us & may Allah grant our prayers and fasts ;)


    خب حالا بریم سراغ گردش آخر شعبان !

    خب از اونجایی که دیروز شبگردی کرده بودیم ولی جایی پیاده نشده بودیم مادر گرامی امروز بردمون اهواز گردی ! این عکسی که می بینید مال گل کاغذی داخل حیاط هست ;) وقتی بهار میشه این درخت عزیز هم گل بارونمون میکنه و واقعا بهار رو حس میکنیم ! قبل از اینکه مادر گرام ماشین رو از حیاط بیرون بیاره منم گوشیمو ترکوندم اینقدر که عکس گرفتممم !! کلی ژست و اینا XD هی میرفتم توی درخته بعد ازش میومدم بیرون XD هی یه شاخه رو میگرفتم بعد دوباره ولش میکردم XD کلا اول گردش جالب بود "-"

    از اونجایی که ساعت شش عصر زدیم بیرون تا به کناره های کارون عزیز رسیدیم دیگه داشت غروب میشد *-* ولی همچنان نمای زیبایی داشت ! باور کنید که اگر بیاید اینجا ، عاشقش میشید ! فرض کنین هر چند کیلومتر که توی جاده ساحلی می رونید ... یه پل زیبا می بینید ! پل سفید ، پل کابلی و ده ها پل زیبا و ناز دیگه *=* راستش کسی نبود و باد هم شدید بود و منم از حماقتم مو هام رو باز کردم :| ... حالا کیه که این مو ها رو بتونه ببنده XD .... خدا داند چجوری بستمشون XD. یه عکس هم گرفتم از کارون عزیز که ببینید ^^

    این هست ! خب راستش نماش اینقدر ضایع نیست ... ما اومدیم جای خلوت ! ولی خب اینجا هم قشنگ بود .... ولی هیچ گل و چیز خاصی نداشت ... ولی یه جایی هست که آبشار های باحالی داره ! بعد آبشار هاش رنگی میشن و اینا *بغض* دلم برای اینجا ها تنگ شده....

    خرید هایی که کردم

    بعد از مدت ها قسمت دوم رو خریدم ! ولی واقعا کاورش غیر منتظره بود ! خدا میدونه که من چقدر قراره سر این کتاب گریه کنم :>

    XXXXXXXXXXXXXXXXXDDDDDDDDDDDDDDDDDDDDDDDD


    اینم یه گذارش ساده و کوچولو از دو روز گذشته *-*/

  • نظرات [ ۳۹ ]
    • مون چایلد (هیرای)
    • چهارشنبه ۲۵ فروردين ۰۰

    چالش سی روز با دیزنی #روز هجدهم

    سوال امروز : قهرمان خانم مورد علاقتون ؟ (راستش روز پانزدهم با امروز اشتباه شده XD)

    خب اینا هم باز از بیگ هیرو سیکس هستن که خیلی دوستشون دارم 

    خب اول از همه....

    1. GOGO TOMAGO

    اصن من عاشق این استایل گنگشم ! یه دختر باهوش و دیوونه ! خلاصه که من از همون اول گوگو رو خیلی دوست داشتم و عاشقش بودم ! خیلی فرز و  تیز و پوکر و یه جورایی شاخ بود ! ولی خی دخترایی که الان به قول خودشون شاخن ... ول هم هستن ! شاید گوگو شاخ باشه ولی اون هم توی بهترین مدرسه درس میخونه و هم شهر و هم کشورشو بار ها و بار ها نجات داده ! به نظرم دخترای امروزی اگر میخوان شاخ باشن باید رول مدلشون گوگو باشه !! باید به خودشون افتخار کنن اگر شبیه گوگو هستن ! شاخ باشید ولی نه ول !!

    2.HONEY LEMON

    هانی لمون مثل استار باترفلایه ! میشناسیدش؟ خیلی نازه و مهربون (هانی لمونو میگم !) خلاصه که هانی لمونم یکی از کیوت تریناییه که دیدم ... و خیلی دوستش دارم ! راستی خیلی با تاداشی شیپ میشد ! به هم هم خیلی میان ! ولی حیف که تاداشی رفت همون جایی که لیاقتشو داشت T-T.

  • نظرات [ ۱۰ ]
    • مون چایلد (هیرای)
    • يكشنبه ۲۲ فروردين ۰۰

    چالش سی روز با دیزنی # روز هفدهم

    سوال امروز : فیلمی که بیشترین نمره رو بهش میدین؟

    خب اگر بخوام از Disney.P I X A R ها بگذرم.....و فقط به فیلمای خود دیزنی نگاه کنم....

    پینوکیو محصول سال 1940 یعنی تقریبا هشتاد سال پیش ^^

    (بله بله ! من خیلی فیلمای 1940 رو با فیلمای 2020 عوض کردم !)

    اینا هم عکساشه no


    میدونید من این فیلمو توی یه نور سفید و کم آرامش بخش دیدم ... آهنگای این فیلم هم اینقدر قدیمی و جذاب بود و با فیلم هماهنگی میکرد که دهنم باز موند ! راستی ! حرف از پینوکیو شد ! من این گربه هه فیگرو هم خیلی دوست دارم *-----------* خیلی کیوته لامصب ! اصن راه رفتنش ! دست زدنش لوس بازی درآوردنش ! عصبانی شدنش @_@ وای خدا منم یه فیگرو میخوام !!!!

    آکانهههههه اگه این پستو میبینی برو برای من یه فیگرو بیار @______@

     

    یاااااااااااااااا T___________________________________T

  • نظرات [ ۲ ]
    • مون چایلد (هیرای)
    • يكشنبه ۲۲ فروردين ۰۰
    𝔖𝔱𝔞𝔯𝔱 : 1399/09/29

    C'mon Yo MoonChild
    ~~~~~~~~~~
    به محفل مون چایلد خوش اومدید :>

    𝔈𝔫𝔡 : 1400/10/28