۶ مطلب با موضوع «فرزندان دیگر کرات» ثبت شده است

༆𖧷چیچو ترتل ربیت کیم ، هپی برثدی سیس𖧷༆

خب امروز تولد یه دختر خاصه ! چیچو ! اولین دوست صمیمی من توی بیان @_@\

ما خاطره های خیلی قشنگی داشتیم و داریم با هم :) موقع هوایی که هنوز اکانت نداشت و بهم کامنت میداد ! کلی میخندیدیم . به نمره هام و همه ی این چیزا ! حتی وقتی داشتی اکانت درست میکردی هم از خودم کمک گرفتی و یه جورایی با هم اکانتتو زدیم "-" بعد از اون وب زدی !‌‌ blink4ever.blog.ir یادته؟ قالب جیسو؟ که خیلی خوشگل بود و از مال منم حرفه ای تر بود؟ حتی اولین پست های وبلاگت هم یادم میاد ... اون پستی که از بقیه خواستی باهات آشنا بشن ! قالب اولت هم صورتی بود (آیو بود یا آیرین؟یادم نمیاد درست .-.) تو از اولین دوستایی بودی که توی بیان دارم ؛» و خیلی دوستت دارم چیچویا ! شاید زیاد با هم حرف نزنیم ... ولی من خیلی دوستت دارم +_+\ تو یکی از با ارزش ترین دوستای من اینجایی !

اگر بدونی چقدررر خوشحال شدم وقتی گفتی تیزهوشان قبول شدی ! کلا هر اتفاقی که باعث خوشحالی تو میشدش باعث خوشحالی من هم میشد :) ! ما همیشه توی شادی های هم کنار هم بودیم .. توی خیلی از غما هم پیش هم بودیم و مطمئنم این دوستی ادامه داره !

❀چیچو ترتل ربیت کیم! تولدت مبارک❀ 

خب بریم سراغ کادو ها .-.❤️

اول از همه آهنگا .-. امیدوارم خوشت بیاد ازشون :)

Treasure 13-Going Crazy

BTS × ColdPlay - My Universe

زیبای منی-حجت اشرف زاده

  • نظرات [ ۲ ]
    • مون چایلد (هیرای)
    • يكشنبه ۹ آبان ۰۰

    🤍Happy BDAY Serendipity🤍

    سلام آنیما!

    راستش از وقتی آشنا شدیم خیلی میگذره!یادمه وقتی برای اولین بار وبلاگ زدی،به من گفتی برات قالب درست کنم ...ولی نتونستم و بهت گفتم به نگین بگی.. اونم برات قالب بلودی زد! ما تو رو به بلودی میشناختیم ... یادمه آدرس اولین وبلاگتم Anixjimin.blogir بود XD از همون اول دوست بودیمو کلی حرف زدیمو خوش گذروندیم :)


    راستش بخوای خاطره با هم زیاد داریم ... ولی من عاشق دوره ایم که عضو ای اس بودم  :" راستش خیلی باهامون حرص خوردی ولی بدون حداقل من واقعا از وقت گذروندن باهات لذت میبردم :) موقعی که هو یو لایک دتو ضبط کردیمو من یهو گفتم اینو خودم انجام میدم :> میدونی چیه؟ اونموقع واقعا میخواستم تو بیشتر از این خسته نشی :> تو خیلی با ما حرص میخوردیو من نمیتونستم ببینم دوستم اینقدر داره حرص میخوره :> وقتی یهو پست میزاشتی که میخوای بری یهو قلبم میریخت ! ولی بعدش میگفتم که..مگه آنی میتونه ما رو ول کنه؟ راستش خیلی بهت اعتماد داشتم و دارم ! و خیلی خوشحالم که به تو  اعتماد کردم :>


    تولدت مبارک ! تو پیش ما بیانیون خیلی عزیزی :> حیف که رول تموم شدو نتونستیم اونجا پیش جیمین برات تولد بگیریم :>


    یه روز بهاری .. توی تعطیلات فروردین .. توی وبلاگت کامنت میدم : آنی؟؟کجا موندی پس؟؟؟من سه ساعته کنار دریاچه ی کیو وایسادم بچهههه

    و تو جواب میدی:رسیدممم رسیدممم :|(پوکر معروفXD)

    و اینجاس که بالاخره هم میبینیم :) نمیدونم کی ، کجا و چجوری اتفاق میوفته ولی یقین دارم که حتما این اتفاق میوفته :)


    HAPPY BIRTHDAY ANIMA


    1400/07/10 ، به قلم مون چایلد


    مصادف شد با قالب جدید :>

  • نظرات [ ۱۴ ]
    • مون چایلد (هیرای)
    • شنبه ۱۰ مهر ۰۰

    !RITA HBD!

    خب خب خب دیروز تولدت بودا ، ولی خب عاشورا بودو گفتم امروز بهت تبریک بگم !

    خب اول اینکه خیلی خیلی دوستت دارم ! تو خیلی چیزا به من یاد دادی :» ، و اینکه ... واقعا اگه بخوام بگم صبر و شجاعت اگر میخواستن یه آدم باشن قطعا ریتا میشدن ! (راستی اسم واقعیش غزله ها XD هم اسم منه ! وقتی میگم همه ی غزلا خفنن یعنی این دیگه :») خلاصه که ... ریتا خیلی از من بزرگتره ولی واقعا ریتا یکی از بهترین خواهر بزرگتر هایی بود که داشتم +_+ عاشقشم فقط باید یه چیزیو بگم +_+ ... اینقدر از زندگی خسته نباش :| خواهرم شما لیاقت زندگی خوبو داری +_+ ... حتی اگه هیشکی تولدتو تبریک نگه ! (که بدون اون روز قطعا من مردم :) ) خودت مهمی +_+ همیشه به این فکر کن که چقدر خفنی +_+ ... و این دنیا واقعا لیاقت تو رو داره پس تو باید حواست به خودت باشه دیگه :) ... حیف نیست این دنیا تو رو نداشته باشه ؟! :) ..‌

    بریم برای هدیه ها؟! +_+

    خب از اونجایی که من هدیه ها رو در معرض عموم نمیزارم خودم میام بهت هدیه هاتو میدم +_+

  • نظرات [ ۴ ]
    • مون چایلد (هیرای)
    • جمعه ۲۹ مرداد ۰۰

    °•=~نامه ای برای موچی~=•°

    با عرض سلامی گرم به شما موچی عزیز که از قضا امروز به دنیا اومدین :)

    .

    .

    .

    خب ... روزی که باهات آشنا شدم از همون روزهایی بود که میرفتم به وبلاگ ها تا وبلاگ بلک پینکمو تبلیغ کنم .. اولش همون کار همیشگی بود ... +من خیلی شما رو دوست دارم میشه فالوم کنین؟!+ و همه چی اینجوری شروع شد ... اینجوری شد که هر وقت حوصلم سر می‌رفت میومدم وبت تا باهات حرف بزنم و پستاتو بخونم ... *بله بله پست ها و شخصیت ایشون همینقدر جذابن ...+/+* اینجوری بود که باهات صمیمی تر شدم ... یکی از چالش هایی رو که شرکت کرده بودی شرکت کردم و به همین دلیل یکم باهات بیشتر ارتباط برقرار کردم ... بعدشم که فهمیدم آرمی ای و این علاقمو بهت بیشتر کرد ... وب من یه وب مزخرف بود که رسماً فقط توش مطالب بیهوده میذاشتم... ولی خب ... وقتی وب تو رو دیدم فهمیدم که وبم داره تلف میشه ... راستش تو توی زمینه ی وبلاگ نویسی یه جورایی چراغ راه من بودی ! (خیلی احساسی شد نه؟!⁦⁦⁦⁦(⊙﹏⊙⁩

    به خاطر وبلاگ تو بود که من با استلا ، آرتمیس و خیلیای دیگه آشنا شدم ... و برام تبدیل به اسطوره های نویسندگی شدن ... (خودتم هستیا@_@) خلاصه که معمولا منو تو با هم زیاد حرف نمی‌زنیم ولی اگه بخوام اعتراف کنم هر وقت باهات حرف زدم بهم خوش گذشته و عاشق لحن شیرینتم ...

    +تو یکی از بهترین دوستای منی :)))

    +خیلی دوستت دارم موچیا ...

    +تولدت مبارک ... خیلی خوشحالم که خدا یه دوست خوب مثل تو به من داده &_&

    +خدافظ +_+

    کلودیا 2021.06.13

    04:53 صبح +انتشار در آینده

  • نظرات [ ۲ ]
    • مون چایلد (هیرای)
    • يكشنبه ۲۳ خرداد ۰۰
    𝔖𝔱𝔞𝔯𝔱 : 1399/09/29

    C'mon Yo MoonChild
    ~~~~~~~~~~
    به محفل مون چایلد خوش اومدید :>

    𝔈𝔫𝔡 : 1400/10/28